آواره

نیمه شب بود و غمی تازه نفس

ره خوابم زد و ماندم بیدار

ریخت در پرتو از زنده شمع

سایه دسته گلی بر دیوار

همه گل بود ولی روح نداشت

سایه ای مضطرب ولرزان بود

چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه

گوییا مرده سر گردان بود

شمع خاموشی شد از تندی باد

اثر از سایه به دیوار نماند

کس نپرسید کجا رفت؟که بود؟

که دمی چند در اینجا گذراند

این منم خسته در این کلبه تنگ

جسم درمانده ام از روح جداست

من اگر سایه خویشم یارب

روح آواره من کیست؟کجاست؟

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داريوش

سلام دوست عزيز. من با مطلبي با عنوان از خود گذشتگي آپم و منتظر نظر شما . يا حق .

مهرداد

عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني مستي و ديوانگي - عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر - عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن - عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن - عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن - عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظار و انتظار - عشق يعني هرچه بيني عكس يار عشق يعني ديده بر در دوختن - عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب - عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني سوز ني ، آه شبان - عشق يعني معني رنگين كمان

وبلاگ جالبی داريد . موفق باشيد

فريدون ضرغامي

سلام جالب واز دل برخاسته بود به روزم ومنتظر نظر ارزنده شما

ماه تمام من

وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

محمد حسينی

سلام زينب جون ممنون که لطف کردی سز ردی به کلبه وبانه ما