دوست دارم مجیدم |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
وقتی به تو فکر می کنم
اشکام میشینه رو گونه
از یادت آتیش می گیره
باز این دله دیوونه
عکست رو وقتی می بینم
بغض گلومو می گیره
با تو بودن چیزیه که
غم روزه من می گیره
چند روزیه که بدجوری دلم هوا تو کرده
تو خاطرات ذهن من دنبال تو می گرده
دنبال تو با خنده هات
دنبال مهربونیات
میاد ولی نمی رسه
نمی رسه به گرد پات
دیدن خاطرات دور
کار روز و شب من
کاری که اسونه ولی
آتیش به جونم می زنه
تو آسمون هر شبم
تو مثل تک ستاره ایی
واسه گلهای نیمه جون
تولد دوباره ایی
خدا کنه یه روزی باز
تو رو کنارم ببینم
باز ار وجود سبز تو
گلهای شادی بچینم
بازم بگیم بخندیم پناه هم باشیم
واسه روزهای بی کسی
شاهد آه هم باشیم
تو مثل اسم طاهرت
پاکی و صاف و مهربون
تنگ دلم برای تو
قد هزار تا آسمون
| لینک | جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - زینب |
سلام
می خوام راجع به آرشیو بگم جدا چه چیزه خوبیه این آرشیو
داشتم آرشیو وبلاگم و می خوندم برای خود آدم خیلی خوبه هرچند شاید اون موقع اون زمان و
موقعیت روزهای خوبی نبوده باشه اما امروز که می خونمش برام لذت بخشه 
می خوام فالی که برای من و نامزدم امد براتون اینجا ذارم حتما راجع بهش نظر بدید مرسی
دلا رفیق سفر بخت نیکخواهست و بس
نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
دگر زمنرل جانان سفر مکن درویش
که سیر معنوی و کنج خانقاهست و بس
وگر کین بگشاید غمی زگوشه دل
حریم در گه پیر مغان پناهت بس
بصور مصطبه بنشین و ساغرش نوش
که این قدر زجهان کسب ملل و جاهت بس
زیادتی مطلب کار برخود آسان کن
صدای می و لعل وبتی چو ماهت بس
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
هوای مسکن مالوف و عهد یار قدیم
ز رهدان سفر کرده عذر خواهت بس
به سنت دگران خو مکن که درد و جهان
رضای این انعام پادشاهت بس
به هیچ درد دگر نیست حاجت ای حافظ
دعای نیمه شب و درس صبحگاهت بس
| لینک | جمعه ٢ آذر ،۱۳۸٦ - زینب |
آواره
نیمه شب بود و غمی تازه نفس
ره خوابم زد و ماندم بیدار
ریخت در پرتو از زنده شمع
سایه دسته گلی بر دیوار
همه گل بود ولی روح نداشت
سایه ای مضطرب ولرزان بود
چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه
گوییا مرده سر گردان بود
شمع خاموشی شد از تندی باد
اثر از سایه به دیوار نماند
کس نپرسید کجا رفت؟که بود؟
که دمی چند در اینجا گذراند
این منم خسته در این کلبه تنگ
جسم درمانده ام از روح جداست
من اگر سایه خویشم یارب
روح آواره من کیست؟کجاست؟
| لینک | جمعه ٤ آبان ،۱۳۸٦ - زینب |
مجیدم دوستت دارم
سلام دوستان عزیز
هم اکنون نام این وبلاگ از من و بهترین دوستم به دوست دارم مجیدم تبدیل شده است
راستش خیلی وقت بود که می خواستم این کار و بکنم اما بنا به دلایلی نمی شد این کار رو
کرد دوستی که حتی یک بار متنی برای این وبلاگ ننوشته بهترین دوست است؟ راستش
اشتباه بزرگی در انتخاب دوست کردم دوستی که به هم خی........... اما با این حال هنوزم به
یادشم . امیدوارم هرجا هست شاد باشد بگذریم.
از عزیزانی که وبلاگ بنده رو به اسم من و بهترین دوستم لینک کرده بودند خواهشمندم به
اسم دوست دارم مجیدم لینک کنند
بهترین دوست و یار من همسر عزیزم این وبلاگ
رو به تو که بهترینم هستی تقدیم می کنم

| لینک | دوشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٦ - زینب |
سلام دوستان گل
بعد از عمری امدیم تو لین پرشین از دست این هکر ها 
بعد از این هم که ادرس عوض شد من نمی تونستم بیام حالا بعد از مدتها امدم با یه شعر
امیدوارم خوشتون بیاد
از یاد تو لبریزم اما تو نمی دانی
چندیست که پاییزم اما تو نمی دانی
یک لحظه تو را دیدم تنها به همین جرمم
با عشق گلاویزم اما تو نمی دانی
بهمن که تو می آیی گل واژه تین شعرم
در پای تو می ریزم اما تو نمی دانی
تقصیر نگاهت بود آن لحظه بی تکرار
که این گونه غم انگیزم اما تو نمی دانی
بی پنجره چشمت اینجا همه دیوار است
زندانی دهلیزم اما تو نمی دانی
ای پاکتر از باران از عشق تو لبریزم
مردم همه می دانند اما تو نمی دانی
| لینک | پنجشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٦ - زینب |
جهاز برون
سلام دوستای عزیزم شرمنده
باید دیروز آپ می کردم ولی
نمی تونستم .اخه می دونید چرا دیروز جهاز برون
داداشم بود
. تا عصر خونشون بودیم. بعدشم عموم اینا امدن خونمون
شام کلی کار داشتم نتوستم بیام دیگه
خوب حالا می ریم
سراغ آپمون

در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله ها رو برداری!
تو توانایی بخشش داری.
دستهای تو توانایی آن را دارد:
-که مرا
زندگانی بخشد.
چشمهای تو به من می بخشد
شور و عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر است.
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آن چه را می بخشی
| لینک | شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦ - زینب |






